درباره

نام خانوادگی : پشنگ
تحصیلات : سوم ریاضی
فهرست اصلی
آرشیو مطالب
- هفته دوم فروردین 1386
- هفته اوّل فروردین 1386
- هفته اوّل اسفند 1385
- هفته چهارم آذر 1385
- هفته سوم آذر 1385
- آرشيو
روزشمار پيامبر اعظم (ص) منتشر شد
محتواى اين روز شمار كه با همكارى جمعى از فضلا و انديشمندان حوزه علميه قم تدوين و به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) منتشر گرديده است .

معرفي كتاب زندگينامه پيامبر اسلام(ص)نوشته كارن آرمسترانگ
در زمان انتشار كتاب آيات شيطاني، با وجود عكس العمل هاي شديد و به موقع مسلمانان در تقبيح مضمون آن، اين نكته انديشمندان و محققّان مسلمان را به شدت مي آزرد كه چگونه نخواسته و يا نتوانسته اند كتابي به زبان انگليسي و از واقعيات زندگاني رسول گرامي اسلام(ص) منتشر ساخته و بدان وسيله ذهن توده مردم غرب را نسبت به اهداف و تلاش هاي پيامبراسلام(ص) در براندازي ظلم و جور و خشونت از ميان اعراب و ايجاد وحدت و امنيت و صلح در شبه جزيره عربستان و در نهايت نوع بشر، روشن سازند.
داستانهايي از زندگاني پيامبر اسلام
نويسنده: محمد حسن حائري يزدي
محل چاپ: مشهد
تاريخ چاپ: 1380
ناشر: بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي
موضوع: سيره نبوي

رسول اكرم و دو حلقه جمعيت
رسول اكرم " ص " وارد مسجد ( مسجد مدينه ( 1 " شد ، چشمش به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكيل شده بود ، و هر دستهای حلقهای تشكيل داده سر گرم كاری بودند : يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند ، هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن آنها مسرور و خرسند شد . به كسانی كه همراهش بودند رو كرد و فرمود :
: " اين هر دو دسته كار نيك میكنند وبر خير و سعادتمند " . آنگاه جملهای اضافه كرد : " لكن من برای تعليم و داناكردن فرستاده شدهام " ، پس خودش به طرف همان دسته كه به كار تعليم و تعلم اشتغال داشتند رفت ، و در حلقه آنها نشست./ داستان راستان
2 مردی كه كمك خواست
به گذشته پرمشقت خويش میانديشيد ، به يادش میافتاد كه چه روزهای تلخ و پر مرارتی را پشت سر گذاشته ، روزهايی كه حتی قادر نبود قوت روزانه زن و كودكان معصومش را فراهم نمايد . با خود فكر میكرد كه چگونه يك جمله كوتاه - فقط يك جمله - كه در سه نوبت پرده گوشش را نواخت ، به
روحش نيرو داد و مسير زندگانيش را عوض كرد ، و او و خانوادهاش را از فقر و نكبتی كه گرفتار آن بودند نجات داد .
او يكی از صحابه رسول اكرم بود . فقر و تنگدستی براو چيره شده بود . در يك روز كه حس كرد ديگر كارد به استخوانش رسيده ، با مشورت و پيشنهاد زنش تصميم گرفت برود ، ووضع خود را برای رسول اكرم شرح دهد ، و از آن حضرت استمداد مالی كند. با همين نيت رفت ، ولی قبل از آنكه حاجت خود را بگويد اين جمله از زبان رسول اكرم به گوشش خورد : " هركس از ما كمكی بخواهد ما به او كمك میكنيم ، ولی اگر كسی بینيازی بورزد و دست حاجت پيش مخلوقی دراز نكند ، خداوند او را بینياز میكند " . آن روز چيزی نگفت ، و به خانه خويش برگشت . باز با هيولای مهيب فقر كه همچنان بر خانهاش سايه افكنده بود روبرو شد ، ناچار روز ديگر به همان نيت به مجلس رسول اكرم حاضر شد ، آن روز هم همان جمله را از رسول اكرم شنيد : " هركس از ما كمكی بخواهد ما به او كمك میكنيم ، ولی اگر كسی بی نيازی بورزد خداوند او را بینياز میكند " . اين دفعه نيز بدون اينكه حاجت خود را بگويد ، به خانه خويش برگشت . و چون خود را همچنان در چنگال فقر ضعيف و بيچاره و ناتوان میديد ، برای سومين بار به همان نيت به مجلس رسول اكرم رفت ، باز هم لبهای رسولاكرم به حركت آمد ، و با همان آهنگ - كه به دل قوت و به روح اطمينان میبخشيد - همان جمله را تكرار كرد .
اين بار كه آن جمله را شنيد ، اطمينان بيشتری در قلب خود احساس كرد . حس كرد كه كليد مشكل خويش را در همين جمله يافته است . وقتی كه خارج شد با قدمهای مطمئنتری راه میرفت . با خود فكر میكرد كه ديگر هرگز به دنبال كمك و مساعدت بندگان نخواهم رفت . به خدا تكيه میكنم و از نيرو
و استعدادی كه در وجود خودم به وديعت گذاشته شده استفاده میكنم ، واز او میخواهم كه مرا در كاری كه پيش میگيرم موفق گرداند و مرا بی نياز سازد .
با خودش فكر كرد كه از من چه كاری ساخته است ؟ به نظرش رسيد عجالة اين قدر از او ساخته هست كه برود به صحرا و هيزمی جمع كند و بياورد و بفروشد . رفت و تيشهای عاريه كرد و به صحرا رفت ، هيزمی جمع كرد و فروخت . لذت حاصل دسترنج خويش را چشيد . روزهای ديگر به اينكار ادامه داد ، تا تدريجاتوانست از همين پول برای خود تيشه و حيوان و ساير لوازم كار را بخرد . باز هم به كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و غلامانی شد .
روزی رسول اكرم به او رسيد و تبسم كنان فرمود : " نگفتم ، هركس از ما كمكی بخواهد ما به او كمك میدهيم ، ولی اگر بینيازی بورزد خداوند او را بینياز میكند " ( 1 )
پاورقی :
. 1 اصول كافی ، ج 2 ، صفحه 139 - " باب القناعة " . و سفينة البحار
، ماده " قنع " .
بعدها هر وقت پيامبر دلگير ميشد، ميفرمود اين اعرابي كجاست بيايد و ما را از گرفتگي در آورد.البته پيغمبر از شوخي بيمورد خوشش نميآمد. يكي از شوخ طبعهاي آن زمان عبدالله بن حذافه بود كه پيغمبر او را رهبر سريهاي كرد. در آنجا از سپاهش خواست آتش روشن كنند. سپس گفت: همه شما در آتش بپريد. آنها گفتند: ما ايمان به پيغمر آورديم تا از آتش مصون باشيم. (در نقل ديگري دارد كه آنها خواستند خود را در آتش بيندازند كه او نگذاشت و گفت: شوخي كردم.) وقتي نزد پيامبر آمدند و داستان را گفتند، حضرت كار آنها را تأييد كرد و فرمود: لاطاعة لمخلوق في مصعية الخالق (امتاع 10.63) در كارهايي كه معصيت خالق است، نبايد از مخلوق پيروي كرد.بعد از رسيدن رسول خدا (ص) از بدر مردم به استقبال آمدند. سلمة بن سلامه كه پيامبر به خاطر يكشوخي نادرست، سبب قهر آن حضرت با خود شده بود، خطاب به مردم گفت: اين كه تبريك ندارد، ما مشتي پير و كچل را كشتيم. رسولخدا(ص) از سخن او خنديد و فرمود: آنان ملاء قريش بودند، كساني كه با ديدنشان وحشت پديد ميآمد و اگر دستوري ميدادند، به سختي اطاعت ميكرديد. در اين وقت سلمه از فرصت استفاده كرده علت قهر پيامبر را پرسيد. حضرت فرمودند زماني كه در «روحاء» عازم بدر بوديم، يك اعرابي نزد من آمد و پرسيد: اگر پيامبري، بگو بدانم كه شتر حامله من، چه ميزايد؟ تو گفتي كه، خودت با او جماع كردي و از تو حامله شده؛ و تو البته برخورد زشتي كردي! سلمه از رسول خدا (ص) عذر خواست و پيامبر عذرش را پذيرفت.
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||
| |||||||||||

رهبری و مدیریت آن حضرت کامل ترین و جامع ترین رهبری بود زیرا کلیه ی صفاتی را که هیچ پیشوایی بی آن به ایجاد جنبشی بزرگ موفق نمی گردد در پیشوای اسلام به حد کمال وجود
داشت.فصاحت زبان و رسایی گفتار و قدرت پیوند دل ها و جلب اطمینان مردم , مدیریت و اداره ی امور , خاص آن بزرگوار بود .هم محبوب بود وهم مورد وثوق و اطمینان.چان چه دوست و دشمن
و مخالف و موافق بر امانت و راست گویی آن حرت شهادت می دادند .از همین رو آن بزرگوار در جریان دعوت خویش از وثوق و باور مردم به سود آنها استفاده فرمود و از آنان پرسید :اگر به
شما خبر دهم که دسته ای از سواران در دامنه ی این کوه اند آیا سخن مرا باور می کنید ؟ همه گفتند :آری ما به همه ی سخنان تو یقین داریم چون دروغی از تو نشنیده ایم .
با وجود اینکه فرمان آن حضرت در میان اصحاب بی درنگ اجرا می شد ولی هرگز رسول اکرم (ص)به روش مستبدان رفتار نمی کردند .با وجود اینکه از مقام عصمت بر خوردار بودند و ابدا نیاز
به مشورت نداشتند ولی سیره شان در رهبری به تبعیت قرآن کریم که می فرماید :(( و شاور هم فی الامر و امر هم شوری بینهم. )) و بر این اصل استوار بود که در کارهایی که از طرف خداوند
دستور نرسیده بود با اصحاب مشورت می کردند و نظر آن ها را محترم می شمردند . و نیز درباره ی مشورت می فرمودند :هیچ کس هرگز با مشورت بدبخت و با استبداد رایی خوشبخت نشده است !
در جنگ ها و پیکارها همراه و هم رزم سپاه بودند در میان سپاه از دیگران تمیز داده نمی شدند .در مدت ده سال بعد از هجرت با گرفتاری های روز افزونی که از ناحیه ی دشمنان دین داشتند و
کار شکنی هایی که منافقان مسلمان نما می کردند معارف دینی و قوانین اسلام را با وسعت حیرت انگیزی که دارد به مردم رسانیدند و بیش از 80جنگ با دشمنان اسلام داشتند .
ولی با وجود این همه جنگ و پیکار نه دلسرد شدند نه سستی به خود راه دادند و نه اندکی عقب نشینی کردند .
هدفشان از رهبری نشر دین با نیکو ترین اخلاق و گشاده رویی و با رسا ترین حجت و برهان و تشکیل حکومت عدل الهی بر اساس اصل توحید بود که آن را مایه ی سعادت مردم جهان می دانستند.
خلاصه این که ایمان به رسالت, حسن خلق, تواضع و فروتنی, وقار و متانت, آرامش, سادگی و بی آلایشی , نظم و انضباط , حسن تشخیص , عدم تردید و دودلی , شهامت, یش بینی و دور اندیشی ,
ظرفیت تحمل انتقادات, شناخت افراد و توانایی های آنان , شخصیت دادن به پیروان و به حساب آوردن آنان و طرف مشورت قرار دادن آن ها و بالا نبردن سطح زندگی خود از سطح زندگی فقیر ترین
افراد امت و علاقه ی شدید به سازمان و تشکیلات , همه و همه آن حضرت را کامل ترین و جامع ترین رهبران آسمانی می ساخت که شانی از شئون رهبری بشریت را فاقد نبودند . در عظمت
قدرت رهبری آن بزرگوار همین بس که در جهان آشفته ی آن روز که همه ارزش های معنوی نفی می شد توانستند نظامی را بر اساس عدالت اجتماعی که جامع جمیع جهات عدالت بود تشکیل
دهند و عظیم ترین کاخ تمدن را با تشکیل اولین دولت عدل اسلامی و ساختن برترین مجتمع انسانی در تاریخ بشریت بنیان نهند .

الگوهاي رفتاري پيامبر اعظم (ص) جلوههاي رفتاري پیامبر اخلاقي ساده زيستي عمربن خطاب گويد: با اجازة قبلي به حضور رسول خدا(ص) رسيدم، و آن حضرت را در حجرة (ام ابراهيم) ملاقات كردم، ديدم بر فرشي بسيار ساده آرميده، كه قسمتي از بدنش روي خاك زمين و قسمتي ديگر روي آن فرش است و زير سرش متكائي از ليف خرما قرار دارد، بر او سلام كردم و در محضرش نشستم، عرض كردم: اي پيامبر خدا تو انتخاب شده و برگزيدة خداوند در ميان همة مخلوقات هستي، در حالي كه قيصر و كسري (شاهان روم و ايران) بر فرشهاي طلا بافت و ديبا و ابريشم ميآرمند!! ولي تو كه مقامت از آنها بالاتر است، در اين وضع ميباشي؟! در پاسخ فرمود: آنها (شاهان روم و ايران و...) در عيش و نوش و بهره مندي از لذتها و شاديها در همين دنيا عجله كردند، در حالي كه دنيا محل گذر است و ناپايدار است و بهرههاي آن نابود ميشود، ولي زندگي خوش ما براي آخرت، تأخير افتاده است، و ما سراي جاويد آخرت را برگزيدهايم . عفو و بخشش پيامبر(ص) همسر يكي از اشراف يهود به نام زينب دختر حارث به تحريك يهوديان، تصميم گرفت، پيامبر(ص) را از طريق زهر به قتل برساند، او ميدانست كه پيامبر(ص) به دست گوسفند علاقهمند است، دست گوسفندي را تهيه كرد و پخت و به زهر آلوده كرد و به عنوان هديه به حضور پيامبر(ص) آورد، پيامبر(ص) رد احسان نكرد و هديه را پذيرفت، تا لقمة اول از آن غذا را به دهان گذاشت، احساس مسموميت كرد و آن را از دهان بيرون ريخت، و دستور داد آن زن را احضار كردند، پس از گفتگويي، پيامبر(ص) با كمال بزرگواري آن زن را بخشيد و به اين ترتيب درس عفو و گذشت را كه يكي از مهمترين صفات اخلاقي است در شديدترين حوادث، به جهانيان آموخت اخلاق پيامبر را ميتوان شمرد؟ مردي از اميرالمؤمنين(ع) درخواست كرد اخلاق پيغمبر اكرم(ص) را برايش بشمارد فرمود تو نعمتهاي دنيا را بشمار تا من نيز اخلاق آن جناب را برايت بشمارم. عرض كرد چگونه ممكن است نعمتهاي دنيا را احصأ كرد با اينكه خداوند در قرآن ميفرمايد (و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها) اگر بشماريد نعمتهاي خدا را نميتوانيد به پايان رسانيد. حضرت علي(ع) فرمود خداوند تمام نعمت دنيا را قليل و كم ميداند در اين آيه كه ميفرمايد: (قل متاع الدنيا قليل) بگو متاع دنيا اندك است و اخلاق پيغمبر اكرم(ص) را در اين آيه عظيم شمرده چنانچه ميفرمايد (انك لعلي خلق عظيم) ترا خوئي بسيار بزرگ است. اينك تو چيزي كه قليل است نميتواني بشماري، من چگونه چيزيكه عظيم و بزرگ است احصأ كنم ولي همينقدر بدان اخلاق نيكوي پيامبران بوسيله رسول اكرم(ص) تمام شد هر يك از پيغمبران مظهر يكي از اخلاق پسنديده بودند چون نوبت به آن جناب رسيد تمام اخلاق پسنديده را جمع كرد از اين رو فرمود: اني بعثت لا تمم مكارم الاخلاق. من برانگيخته شدم تا اخلاق نيكو را تمام كنم.
عید سعید فطر بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد امیدوارم که در ماه رمضان ماه بندگی خدا توانسته باشیم آنطور که باید وظیفه خود را انجام داده باشیم. مسلمانان سراسر جهان عید فطر را جشن گرفتند
نماز عید فطر در ریاض
مسلمانان جهان اسلام و سراسر دنیا دیروز و امروز را به مناسبت روز عید فطر و پایان ماه مبارک رمضان جشن گرفته و به اقامه نماز عید فطر پرداختند.

به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر"، یک میلیارد مسلمان جهان از افغانستان تا زنگبار طی روز گذشته و امروز نماز عید فطر را اقامه کرده و فطریه خود را پرداخت می کنند.
در اندونزی، پرجمعیت ترین کشور اسلامی کودکان در خیابانهای پایتخت با شمع و پرچمهایی که در دست داشتند در خیابان رژه رفتند.
در بنگلادش، دهها هزار نفر از مسلمانانی که در پایتخحت زندگی می کردند برای دیدار اقوام و خویشاوندان خود به سمت حومه شهر و دهکده ها حرکت کردند.
مسلمانان سراسرجهان در نماز عید فطر خود برای نجات یافتگان زلزله کشمیر دعا کردند، چرا که نیروهای امدادی هشدار داده اند فرارسیدن زمستان و کاهش دمای هوا شرایط را برای زلزله زدگان دشوارتر می کند.
مردم کشور عراق نیز با استفاده از فرصت عید فطر برای امنیت و ثبات کشور خود دعا کردند.
عید فطردر هندوستان پس از انفجار در دهلی با تدابیر امنیتی شدیدی همراه شده و پلیس اطراف مساجد مسلمانان مستقر شده است.
در آفریقا درپایتخت سومالی که همواره تقض قانون بسیار مشاهده می شود فضایی آکنده از صلح و اتحاد حاکم شده است و مسلمانان ثروتمند به نیازمندان و فقرا کمک می کنند.
مسلمانان در روز اول شوال خانه ها و خیابانهای خود را آراسته می کنند و لباسهای پاکیزه به تن کرده، برای مهمانی های خانوادگی آمده می شوند. در روزهای آخر ماه رمضان هر خانواده مسلمان، مقداری پول را به عنوان فطریه برای کمک به نیازمندان در نظرمی گیرند.
مسلمانان سراسر چین که همواره با سرکوبیهای دینی مواجه هستند روز پنجشنبه به استقبال از عید فطر رفتند و مسلمانان پایتخت در مسجد نیوجی که در میان 68 مسجد پکن بزرگترین و قدیمی ترین مسجد به شمار می رود جمع شدند. پس از اقداماتی که در راستای تعمیر این مسجد 1000 ساله صورت گرفت از اسفند ماه سال گذشته تاکنون این مسجد برای اولین بار است که از 4500 مسلمان سراسر پکن استقبال کرده است.
اقلیت مسلمان در چین از یک روز تعطیلی رسمی برای عید فطر برخوردار هستند و در مناطقی چون شینگ جانگ اویغور مسلمانان سه روز به مناسبت عید فطر جشن می گیرند.
